خانه / روانشناسی موفقیت / ثروت / اسرار ذهن ثروتمند
شارژ موبایل زیر قیمت

اسرار ذهن ثروتمند

ذهن ثروتمند

شکی نیست که شما کتابهای دیگری هم خوانده اید,به نوارها و سی دی های متعددی گوش داده اید,به کلاس های مختلفی رفته اید و در مورد راه های ثروتمند شدن از طریق:خرید و فروش املاک,بورس و یا تجارت موارد زیادی هم یاد گرفته اید .خوب چی شد>برای اکثر افراد,هیچی! آن ها انرژی مختصری را به دست اورده , ولی بعد به همان وضع قبلی برگشته اند.

بالاخره در اینجا جوابی وجود دارد.این جواب ساده است,یک قانون که نمی شود از ان گریختو آن اینکه :اگر یک طرح پولی اولیه در ضمیر ناخوداگاه برای موفقیت خود تنظیم نکرده باشید, نه درسی در این رابطه یاد می گیرید , نه چیزی می فهمید و نه آنچه را که انجام می دهید ، منجر به تغییری زیاد در زندگی شما خواهد شد.

در صفحات بعدی برای شما روشن خواهیم کرد که چرا تقدیر شده,بعضی افراد پولدار شده وبعضی هم با سختی زندگی کنند.علت های اساسی موفق بودن,معمولی بودن و موفق نبودن آدم ها را از نظر مالی خواهید فهمید و نسبت به تغییر دادن وضع مالی اینده خودتان به سمت بهتر شدن اقدام خواهید نمود.در خواهید یافت که چگونه تاثیرات دوران کودکی درشکل گیری طرح اولیه پولی شما دخالت داشته و چطور می شود که این تاثیرات ما

را به سمت افکار و عادت های خودباختگی هدایت کنند.هم چنین به منظور افزایش دادن درآمد فعلی خود و جمع آوری ثروت و دارایی,روش هایی عملی و مرحله به مرحله خواهید آموخت.

طرح اولیه پول در ذهن

ما در دنیایی از دوئیت زندگی می کنیم :بالا و پایین,تاریک و روشن ,گرم و سرد,درون وبیرون آهسته و تند,چپ و راست.این ها تنها نمونه های کمی از هزاران قطب متضاد است که برای وجود داشتن یک قطب,قطب دیگر نیز حتما بایستی وجود داشته باشد.آیا ممکن است چپ,راست وجود نداشته باشد؟امکان ندارد. در نتیجه همان طور که قانون هایی در بیرون از ما برای دستیابی به پول وجود دارد,باید قانون هایی نیزدر درون ما برای آن وجود داشته باشد.

قوانین بیرون از ما مواردی مثل :اطلاعات تجاری,نحوه ی اداره کردن پول و روش های سرمایه گذاری که این ها همه ضروری و لازم هستند.ولی بازی درونی ما نیزخیلی مهم است.

می توان این را به یک نجار و ابزار کار او تشبیه کرد.داشتن ابزار مدرن و خوب برای نجار ضروری است , و لیکن مهارت نجار که آن ابزار ها رابتواند با مهارت به کار ببرد ,مهم تر می باشد.

من دیدگاهی معروف دارم که می گویم,تنها قرار داشتن در زمان صحیح و در مکان صحیح کافی نیست,بلکه شما باید آدم درستی نیز باشید که در زمان و مکان صحیح قرار دارید.

پس مهم است که شما چگونه هستید؟چطور فکر می کنید؟اعتقادات شما کدامند؟ویژگی و عادات شما چیست؟ واقعا در مورد خودتان چه احساسی دارید؟تا چه حد به خودتان اطمینان دارید؟

تا چه حد با دیگران خوب ارتباط برقرار می کنید؟چقدر به دیگران اعتماد دارید؟

آیا واقعا احساس می کنید که استحقاق ثروتمند شدن را دارید؟توانایی شما برای عمل کردن با وجود ترس , نگرانی ,عدم اطمینان و ناراحتی تا چه اندازه است؟آیا وقتی سرحال نیستند

می توانید دست به اقدامی بزنید؟ حقیقت این است که شخصیت شما,نحوه ی فکر و اعتقادات شما,نقش اصلی را در میزان موفقیت شمابازی می کند.

یکی از نویسندگان مورد علاقه من استوارد وایلد است,او این گونه می گوید:

کلید موفقیت,بیدار کردن انرژی نهفته در خودتان است.وقتی این کار را انجام دهید,مردم به طور طبیعی جذب شما خواهند شد و هر وقت نزد شما حاضر شدند ان ها را پذیرا شوید!

اصلی برای ثروتمند شدن:

درآمد شما تنها به میزان عملکردتان افزایش می یابد.

ریشه هاست که میوه ها را می سازند

درختی را در نظر بگیرید.فرض کنیم این درخت نمایانگر زندگی است.برروی این درخت میوه های متعددی وجود دارد.در زندگی ما,میوه ها همان نتایجی هستند که از اعمال خود می گیریم.پس ما به�میوه ها(یا همان نتایج اعمال خود) نگاه می کنیم و از دیدن ان ها شادمان می شویم.تعدادشان کافی نیست,خیلی کوچکند,طعم خوبی ندارند,پس از ما چه کاری ساخته است؟بیشتر ما توجه خود را معطوف به میوه ها یا نتایج کار خود می کنیم,اما حقیقتا چه عاملی ان میوه ها ی خاص را به وجود می آورد؟ آری این بذر ها و ریشه ها هستند که میوه ها را می سازند.آن بذری که در زیر زمین است محصول روی زمین را ایجاد می کند.این نادیدنی ها هستند که دیدنی ها را می سازند.یعنی چه ؟ یعنی این که اگر ما خواهان تغییر دادن میوه ها هستیم , اول بایدریشه ها را تغییردهیم. اگر مایلید مواردی که در زندگی قابل دیدن هستند را تغییر دهید,باید آن چه که قابل دیدن نیستند را تغییر دهید.البته ممکن است برخی از مردم فقط آنچه را می بینند,باور داشته باشند.من یک سوال از این افراد دارم ,این که :چرا شما زحمت پرداختن قبض برق ماهیانه را به خود می دهید؟ در صورتی که برق را نمی بینید,اما آن را تشخیص داده و از آن استفاده می کنید.اگر شکی به وجود آن دارید,می توانید انگشت خود را در پریز برق فرو کنید . و تضمین می کنم که به سرعت شک شما بر طرف خواهد شد.

در هر جنگل ,مزرعه و یا باغی که در این دنیا وجود دارد,این قانون صادق است که آن چه در زیر زمین است آنچه را که بر روی آن قرار دارد به وجود می آورد.به همین خاطر است که توجه نمودن به میوه ها یی که تا کنون به وجود آورده اید,بیهوده و بدون ثمر است.شما نمی توانید میوه هایی را که قرار است در آینده به وجود بیایند را تغییر دهید, ولی برای این منظور باید زمین را بکنید و ریشه ها را تقویت کنید.

طرح اولیه پول چیست؟

هر کدام از ما دارای یک طرح اولیه ای از پول و موفقیت هستیم که تاکنون در ضمیر ناخوداگاه ما نفوذ کرده است و این طرح اولیه بیشتر از هر مورد دیگری,سرنوشت دارایی ما را رقم می زند.

برای مقایسه ,اجازه بدهید ان را به طرح اولیه ی ساخت یک خانه که طرح اولیه یا نقشه اولیه با آن کارخانه خاص است,تشبیه کنم.پس طرح اولیه پول شما به طور ساده عبارت است از:برنامه ای از پیش تعین شده ,در ارتباط با پول که در ذهن شما موجود است.

می خواهم به شما فرمولی بی نهایت مهم را معرفی کنم که نشان می دهد چگونه واقعیت دارایی های خود را بسازید.که به اصطلاح به آن فرآیند تجلی ساختن گفته می شود و چنین است:

فکر——> احساس——>عمل = نتیجه

طرح اولیه پول که در ذهن خود دارید,ترکیبی از افکار,احساسات و اعمال شما در زمینه پول و ثروت است . خوب,این طرح اولیه پول,در ذهن ما چگونه شکل می گیرد؟ پاسخ آن ساده است.

طرح اولیه پول اصولا شامل اطلاعات و یا برنامه هایی می باشد که در گذشته و به ویژه موقعی که نوجوان بودید,دریافت کرده اید.منابع اولیه شکل گیری این طرح در ذهن شما چه کسانی بوده اند؟برای اغلب مردم این افراد عبارتند از:پدر,مادر,خواهر,برادر ,دوستان ,الگوهای شخصیتی,معلمان,رهبران مذهبی,وسایل ارتباط جمعی و فرهنگ که کمتر از آن نام برده می شود.اجازه بدهید فرهنگ را در نظر بگیریم.آیا این مطلب که هر فرهنگ

شیوه ی نگرش خاصی در فکر کردن و سروکار داشتن با پول دارد وبا برداشت فر هنگ های دیگر در این زمینه متفاوت است,غلط است؟ آیا فکر می کنید نوزادی که به دنیا می آید,با نگرشی که به پول دارد به دنیا می آید؟ و یا با نحوه سروکار داشتن با پول و ثروت را بعدا یاد می گیرد؟

درست است.هر کودکی برای اینکه چطور نسبت به پول فکر و یا عمل کند, آموزش می بیند.

این مطلب در مورد شما,من وهمه نیز صدق می کند.شما یاد گرفته اید که چطور وقتی به پول می رسید فکر و عمل نمایید.این آموزش ها شما را طوری شرطی کرده است که برای بقیه زندگی خود به طور خودکار پاسخ لازم را بدهید.مگر اینکه مورد ارزیابی قرار گرفته و پرونده های ذهن خود را در مورد پول,مورد تجدید نظر قرار دهید.

در تمام عرصه های زندگی خود و از جمله زمینه مربوط به پول و ثروت به سه صورت تربیت می شویم:

۱- کلامی و لفظی:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را شنیده اید؟

۲- الگوگیری:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه مواردی را دیده اید؟

۳- رویدادهای خاص:یعنی اینکه وقتی جوان تر بودید چه تجربه ای را آموخته اید؟

طرح اولیه ای که شما برای پول در ذهن خود دارید بر روی چه نکاتی تنظیم شده است؟

حالا وقت آن است ,به سوالی که یک میلیون دلار می ارزد,پاسخ دهیم.در حال حاضر چه طرح اولیه ای را شما برای دست یابی به پول در ذهن خود دارید؟و چه اهدافی شما را به طور ناخوداگاه به سوی خود حرکت می دهند؟ آیا شما برای موفقیت,معمولی بودن و یا برای مضیقه های مالی تنظیم شده اید؟ آیا در رابطه با پول,برای به دست آوردن سهل و آسان آن برنامه ریزی شده اید,یا به سختی به دست آوردن آن؟ آیا برای دستیابی به پول,به سختی کار کردن یا متعادل کار کردن برنامه ریزی شده اید؟ آیا برای داشتن درآمدی ثابت تربیت شده اید,یا برای درآمدی ناثابت؟ شما این را می دانید که پول درآوردن وضعیت با ثباتی ندارد,گاهی آن را دارید و گاهی ندارید.همیشه با وجودی که این گونه به نظر می رسد,چنین نوسانات سختی از دنیای بیرون از ما می آیند.مثلا:من شغلی با حقوق خوب را به دست آوردم ,ولی آن شرکت تعطیل شد,بعد کسب و کار شخصی خودم را شروع کرده و وضعیت به خوبی پیش می رفت,اما بازار راکد شد.کسب و کار بعدی من عالی بود,ولی شریکم مرا رها کردومشغول کار دیگری است.ایا شما برای درآمدی بالا,متوسط ویا پایین تنظیم شده اید؟ آیا این را می دانستید که ما برای مقدار معینی از پول , تنظیم شده ایم؟ آیا برای به دست آوردن بیست,سی ,چهل,شصت,هفتادو پنج تا یکصدهزار ,یکصدوپنجاه هزار تا دویست هزار و یا بیشتر از دویست هزار دلار در سال تنظیم شده اید؟

اکثر مردم معتقدند که موفقیت در کسب و کار,در درجه اول بستگی به مهارت های تجاری,دانش کافی و یا حداقل به میزان حضور آن ها در بازار مربوطه دارد.من این را نفی نمی کنم,ولیکن چگونگی موفقیت کسب وکار شما به طرح اولیه ای بستگی دارد که نسبت به پول در ذهن خود داشته و دایما�نیز در حال تایید کردن آن هستید.

آیا برای شما پول با مشقت به دست آمده و یا به راحتی به دست می آید؟ آیا برای خود کار می کنید و یا برای دیگران؟ آیا برای مدتی طولانی به یک کار می چسبید و یا این که هر دم از این شاخه به آن شاخه می پرید؟ طرح شما در ذهن برای پول درآوردن مثل ترموستات عمل می کند.که در هر لحظه دما(اینجا پول)را روی نقطه تنظیمی ما تنظیم می کند.و تنها راه تغییر دادن همیشگی دما (میزان درآمد)تنظیم ترموستات بر روی دمای دلخواه است.

خوشبختانه یا متاسفانه ,طرح ذهنی شما برای پول و موفقیت برای بقیه زندگی با شما خواهد بود,مگر آن که آن را تشخیص داده و بخواهید تغییرش دهید

کارکرد ذهن در یک نگاه ساده

آیا این تعجب آور نیست که اساس زندگی ما ذهن ما بوده,ولی بیشتر ما هنوز از چگونگی کارکرد این دستگاه نیرومند نشانی در اختیار نداریم؟پس اجازه بدهید نگاهی ساده به چگونگی کارکرد ذهن بیاندازیم.در مقام تشبیه,ذهن شما چیزی نیست جز یک قفسه بزرگی از پرونده ها,مشابه قفسه هایی که در خانه و یا محل کار خود دارید.هر اطلاعاتی که در ذهن وارد می شود,علامنگذاری شده ودرون پوشه ها طوری قرار می گیرند که بازیابی آن ها به زنده بودن و ادامه دادن زندگی شما کمک می کند.آیا این را شنیده بودید؟دقت کنید:نگفتم به کامیابی شما کمک می کند,گفتم به زنده ماندن شما.

در هر موقعیتی,به سراغ پرونده هایی که در ذهن خود دارید رفته و تعیین می کنید در آن موقعیت چگونه پاسخی باید داده شود.مثلا فرض کنید که موقعیتی مالی را در نظر دارید.در این حالت به طور خودکار به سراغ پرونده هایی که با علامت پول مشخص شده اند رفته و از آن جا تصمیم می گیرید که باید چه بکنید.تنها افکاری که می توانید در مورد پول داشته باشید,آن هایی خواهد بود که در پرونده پول در ذهن شما موجود هستند.این تمام آن موردی خواهد بود که دربا ره ی آن فکر خواهید کرد,چون همه آن مواردی که در بایگانی طبقه بندی شده در ذهن خود دارید,همین است.

شما بر اساس آنچه که باور دارید در آن لحظه برایتان منطقی,معقول و مناسب حال شما است پس تصمیم خودتان را می گیرید و کاری را می کنید که فکر می کنید انتخاب درست همان است.منتها,مساله این است که این انتخاب درست,ممکن است انتخاب موفقیت آمیزی نباشد.در واقع, آنچه که کاملا برای شما معقول است,ممکن است نتایجی بسیار ضعیف در بر داشته باشد.

به عنوان مثال:فرض کنیم که همسر من در بازار مشغول راه رفتن است(تصور این حالت برای من زیاد سخت نیست!) او کیف پول سبز رنگی را می بیند که آن کیف با بیست و پنج درصد تخفیف به فروش می رسد.او بلافاصله با این سوال به سراغ بایگانی پرونده ها درذهن خودش می رود: آیا باید این کیف را بخرم؟ در مدت زمان بسیار کوتاهی,پاسخ از بایگانی پرونده ها در ذهنش بدین صورت می رسد: تو دنبال کیف پول سبز رنگ می گشتی تا با کفش هایی که هفته پیش خریده بودی جور باشد.ضمنا اندازه آن خیلی مناسب است.پس آن را بخر!

وقتی او به سرعت به پای صندوق پرداخت می آید,نه تنها ذهن او از داشتن این کیف پول به هیجان آمده است,بلکه بسیار هم احساس غرور می کند که آن را با بیست وپنج درصد تخفیف می خرد.

برای ذهن او این خرید کاملا معقول است,چون طالب آن است و می داند که به آن نیاز داردوکاملا معامله خوبی می باشد.منتها در ذهنش این فکر جایی ندارد که بیاید و بگوید:درست,این واقعا کیف پول قشنگی است و کاملا درست می باشد که این معامله خوبی است,ولی درحال حاضر سه هزار دلار بدهی دارم, پس بهتر است دست نگه دارم! اما این اطلاعات برایش پیدا نشد,چون پرونده ای در ذهن خود که آن را در خود نگه دارد,نداشت.

پرونده ای به نام:<<وقتی که بدهی داری,دیگر چیزی نخر>>که معنایش این است: آن انتخاب خاص,گزینه ای کامل نمی باشد,زیرا در ذهن او هیچ وقت این مورد نصب نبوده است.

منظور مرا می فهمید؟اگر شما پرونده هایی را در قفسه بایگانی ذهن خود قرار داده اید که تضعیف کننده موفقیت مالی شما هستند ,تنها همان پرونده ها انتخاب هایی خواهند بود که شما می توانید داشته باشید, پرونده هایی که طبیعی , خودکار و کاملا برای شما نیز معقول خواهند بود,

ولی در آخر کار,آن ها شکست مالی و یا حداکثر موقعیتی متوسط را برای شما خواهند داشت. بر عکس , اگر پرونده هایی را در ذهن خود وارد نمایید که تقویت کننده موفقیت مالی شما باشند ,به طور طبیعی و خودکار,تصمیم هایی را می گیرید که موفقیت را به دنبال دارند.

حتی نیازی به فکر کردن هم نخواهید داشت,بلکه نحوه طبیعی فکر کردن شما به موفقیت منتج خواهد شد.

اولین مرحله برای ایجاد کردن هر تغییری ,آگاهی یافتن است,یعنی اولین مرحله برای این که مانند ثروتمندان فکر کنید این می باشد که نسبت به این که آن ها چگونه فکر می کنند,آگاهی یابید.

آدم های ثروتمند کاملا متفاوت از مردم فقیر و یا متوسط فکر میکنند

شارژ موبایل زیر قیمت


پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

رفتن به بالا